۳ نکته از روانشناسی محصول که هر کسی باید بداند

اگر به اقتصاد رفتاری علاقه‌مند باشید، احتمالا نام کتاب قلاب (یا به قلاب آویخته) را شنیده‌اید. این کتاب حاصل تکمیل و ترکیب نوشته های وبلاگ آقای نیر ایال هست.

قلاب در مورد به کارگیری مدلی به همین نام درباره چرخۀ نگه داشتن مشتریان در ارتباط با محصولات و وفادارسازی یا حتی معتادسازیشان به آن است. با موفقیت این کتاب، نیر ایال در وبسایت productpsychology.com سلسه درس‌هایی با عنوان روانشناسی محصول از منابع مختلف برای علاقمندان به این موضوع گردآوری کرده، و ما هم در مجله اقتصاد رفتاری به خلاصه و برداشتی از آنها خواهیم پرداخت.

 

۳ نکته از روانشناسی محصول که هرکسی باید بداند!

سه نکته که باید در پیرامون روانشناسی محصول بدانیم:

۱- در قلب هر محصول بزرگی، رفتاری پنهانی وجود دارد.

۲- رفتارها می‌توانند طراحی شوند.

۳- روانشناسی محصول می‌تواند برای مقاصد خوب یا بد استفاده شود!

 

سه نکته در مورد روانشناسی محصول
سه نکته در مورد روانشناسی محصول

 

کارآفرینان باید روی کشف این رفتارها تمرکز کنند؛ با اینکه کشف آنها ارزان است، اما می‌توانند منجر به نغییرات بزرگی در شرکت‌ها بشوند. آیا تا کنون از خودتان پرسیده‌اید: رفتار کاربرانی که در ارتباط با کسب‌و‌کارم هستند با تغییر تکنولوژی دستگاه‌هایی که امروزه و در آینده در دستشان است، چقدر تغییر خواهد کرد؟

نیر معتقد است که اسراری در رفتار انسان‌ها پنهان شده که شناخت آنها به ما بینش لازم برای درک عملکردشان را می‌دهد، حتی بدون اینکه خودشان دلیل انجام آن کارها را بگویند!

در گذشته شرکت‌های بزرگ در کشف فرم مطلوب کالاهای فیزیکی تخصص داشتند، بینش رفتاری مشتریان در ارتباط با طراحی صنعتی محصولات بود و تحقیق و توسعه برای یافتن بهترین روش ایجاد محصول بهتر، ارزان تر و با سرعت تولید بالا ضروری بود. اما امروزه همان‌طور که دنیای نرم‌افزار فراگیر شده، صنایع خدماتی هم با پیشرفت‌های مبتنی بر وب رشد می‌کنند.

شرکت هایی مثل Airbnb و Dropbox با بوجود آوردن رابطه‌های آنلاین، تغییر در رابط کاربری و استفاده از طراحی تعاملی موجب ایجاد رفتارهایی در کاربران جدید شده‌ و مشکلات کاربران قدیمی را حل کرده‌اند.

تغییرات رابط کاربری در راستای کاهش تلاش کاربر برای انجام یک عمل، کنش کاربر را در ارتباط با محصول آسان‌تر کرده و همینطور حقایق شگفت‌انگیزی در مورد نحوۀ رفتار کاربران بدست می‌دهد. هر زمان که تغییر عمده‌ای در رابط کاربری رخ دهد اطلاعات مربوط به این اسرار رفتاری افزایش خواهند یافت.

 

اثر شبکه‌ای چیست؟

در حال حاضر شرکت‌های کوچک برای رشد بازارشان بیشتر متکی به اثر شبکه ای هستند. اثری که در آن هر کاربر اضافی در شبکه، ارزش درک شده برای همۀ کاربران دیگر داخل شبکه افزایش می‌دهد. مثال کلاسیک آن داشتن تلفن همراه هست اگر شما به تنهایی آن را داشته باشید به کارتان نخواهد آمد و بی‌ارزش هست؛ اما پیوستن دیگران به شبکۀ مخابراتی باعث کارآمدی خط تلفن شما و استفاده‌تان از آن خواهد شد. به عنوان مثال مدرن هم می‌توان به شبکه‌های اجتماعی نظیر فیسبوک و اینستاگرام اشاره کرد.

با توجه به وجود شرکت‌های بزرگ رقابت با آنها برای کسب‌و‌کارهای جدید سخت‌تر می شود. پس یکی از راه‌های رقابت با این غول‌های جا افتاده این است که کسب‌و‌کار‌های کوچک باید کاربران همیشگی خود را بدست بیاورند و پس از آن ایجاد یک اثر شبکه‌ای می‌تواند تنها امید آنها باشد. بعد از اینکه در زندگی روزمرۀ کاربران جایگاه خود را پیدا کردند ساختن نام تجاری از طریق تبلیغات منطقی به نظر می‌رسد.

شرکت‌های بزرگ باید از اطلاعات بدست آمده‌شان برای تاثیر بهتر و طراحی استراتژی موثر در اثر شبکه‌ای حمایت کنند چرا که در بلند‌مدت ارزش این اطلاعات کاهش می‌یابد.

ترتیب طراحی بوکانان
ترتیب طراحی بوکانان

 

 

اقتصاد رفتاری چه می‌گوید؟

در اقتصاد نئوکلاسیک تصمیمات مردم به صورت کاملا منطقی تحت تاثیر قانون عرضه و تقاضا در نظر گرفته می‌شود، اما اقتصاد رفتاری ترکیبی از منابع روان‌شناختی را به چگونگی انتخاب تصمیمات منطقی اضافه می‌کند.

اقتصاد رفتاری علم نسبتا جدیدی است. از دهه ی ۱۹۷۰ روانشناسان، دانشمندان و اقتصاددانان گرد هم آمدند تا به مجموعه‌ای از سوالات زیر پاسخ دهند:

  • مکانیزم انتخاب و تصمیم‌گیری مردم برای انجام کارها چگونه است؟
  • چه چیزی برای انجام کارها به آنها انگیزه می‌دهد؟

اقتصاد رفتاری نحوۀ فکر کردن ما در مورد مردم را تغییر داده و این تغییر نگاه ما تاثیر زیادی در پیشرفت برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه خواهد داشت. برنامه‌هایی که با سازوکار روانشناختی مردم طراحی می‌شوند، و اگر غیر از این باشد به نتایجی دور از واقعیت خواهند رسید.

برای مثال توجه کم مردم مانع از این می‌شود که اقدامی برای پس‌انداز پول بازنشستگی‌شان کنند، در آزمایشی دانشمندان اقتصاد رفتاری با ارسال پیامک‌های یادآوری باعث افزایش توجه آنها به صرفه‌جویی و پس‌انداز پول برای بازنشستگی‌شان شدند و این نکتۀ مثبتی برای بهبود زندگی آنها می‌شود.

با این حال باید این را در نظر بگیریم که این علم می‌تواند برای مقاصد خوب یا بد استفاده شود و قبل از اینکه به درک کاملی از روانشناسی محصول و کاربرد آن برسیم باید از خودمان بپرسیم که متقاعدسازی و تغییر عادت های کاربر به این طریق چقدر ارزشمند هست و چه زمان اشتباه خواهد بود؟

همۀ ما از اینکه احساس کنیم کسانی مخفیانه تلاش می کنند که ما را برای انجام کارهایی که ممکن هست انجام ندهیم متقاعد کنند احساس خوبی نداریم پس باید خودمان را به جای کاربر مصرف‌کننده بگذاریم. کارفرمایان قبل از تولید محصول باید به این فکر کنند که این متقاعدسازی باعث تسهیل ایجاد یک عادت خوب در راستای بهبود زندگی کاربرانشان خواهد شد؟ آیا خودشان هم از محصولاتی که تولید می کنند را استفاده خواهند کرد؟

 

در نوشته‌های آتی، به دریای اقتصاد رفتاری شیرجه خواهیم زد و در دل آن، بیشتر به روانشناسی محصول و روش‌هایی برای متقاعدسازی و در نهایت معتادسازی کاربران در استفاده از محصولمان خواهیم پرداخت.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

1 دیدگاه در “۳ نکته از روانشناسی محصول که هر کسی باید بداند

[…] در مقاله قبلی به ۳ نکته از روانشناسی محصول که هر کسی بای…، پرداختیم و در این مقاله درگیری‌های ذهنی و احساسی کاربران را بررسی خواهیم کرد. […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *